|
شکار و تفریحات آن | |||||||||
|
|
[ دوشنبه 1/3/91 ] [ 12:54 عصر ] [ مصطفی آخوندزاده ]
[ چهارشنبه 27/2/91 ] [ 6:9 عصر ] [ مصطفی آخوندزاده ]
پارک ملی گلستان 2 ?
منطقه حفاظت شده? پارک ملى، گلستان
درجه حرارت آن از 25- درجه تا 35+ درجه سانتىگراد برحسب ماههاى مختلف متفاوت است. شرایط طبیعى پارک موجب به وجود آمدن زیستگاههاى مناسبى براى زندگى پستانداران وحشى شده و گوناگونى این جانوران را نیز تشدید کرده است. مناطق جنگلى این پارک را گونههائى مانند مرال (گاو کوهى، بزرگترین گوزن ایران) و شوکا جلوهاى خاص بخشیدهاند. در نواحى استپى نیز حیوانات مختلفى مانند آهو، قوچ و میش، کل و بز و یوزپلنگ زندگى مىکنند.
[ چهارشنبه 27/2/91 ] [ 4:44 عصر ] [ مصطفی آخوندزاده ]
حیات وحشیکهشتم گونههای گیاهی، یکسوم گونههای پرندگان و بیش از 50 درصد از گونههای پستانداران کشور در این پارک زندگی میکنند. 69 گونه پستاندار وابسته به 6 راسته، 21 خانواده و 50 سرده در پارک ملی گلستان شناسایی شدهاست. پلنگ و خرس قهوهای از گوشتخواران بزرگ پارک ملی هستند. سمور جنگلی از گوشتخوارانی است که احتمالاً فقط در پارک ملی گلستان زندگی میکند و بر ارزش ژنتیکی پارک افزودهاست. دیگر پستانداران مهم ساکن این جنگل شامل مرال، شوکا، گراز، گربه جنگلی، تشی، آهوی ایرانی، گوسفند وحشی (قوچ و میش)، گرگ، روباه، روباه ترکمنی و بز کوهی (کل و بز) میشود. از راسته خفاشها تاکنون 18 گونه در این پارک شناسایی شدهاست. این منطقه از بهترین زیستگاههای گوسفند وحشی اوریال بزرگترین و قدیمیترین زیرگونه? گوسفند وحشی ایران است و یکی از خالصترین جمعیتهای قوچ و میش اوریال را در خود جای دادهاست. جمعیت این حیوان در جنگل گلستان در دهه 1350 حدود 150 هزار رأس برآورد شدهبود که معادل نزدیک به سهچهارم کل جمعیت گوسفندان وحشی اوریال دنیا میشد.[3] 149 گونه پرنده متعلق به 15 راسته، 42 تیره و 89 سرده در پارک ملی گلستان شناسایی شدهاست که از این تعداد پرنده 48 نوع در فصل بهار و تابستان در منطقه مشاهده میشود و 62 گونه بومی پارک ملی هستند. مهمترین این پرندگان شامل قرقاول، کبک، تیهو، جغد خالدار، زنگولهبال، کوکر سینه سیاه، ابیا، بلدرچین، قرقی، دلیجه، سارگپه پابلند، سارگپه، عقاب دوبرار، دال سیاه، دال، عقاب دریایی دمسفید، بالابان، هما، دارکوب سیاه، بلبل، توکای باغی، سهرهها، زردپرهها، مگسگیرها، زنبورکها و دمسرخها میشوند. گیاهان اصلی پارک بدلیل وجود اقلیمهای مختلف متنوع است. مهمترین گونههای گیاهی شامل بلوط، بلند مازو، ممرز، انجیلی، افرا، نمدار، خرمندی (از خانواده? آبنوس)، زبان گنجشک، پلت، شیردار، کرکو، آزاد، اوری، توسکا، شیردار، بارانک، انجیر، توت، ملچ، داغداغان، ازگیل، ولیک، زالزالک، سیاه تلو، گوجه وحشی، شیر خشت، گردو، تمشک، انار وحشی، گلابی وحشی، زرشک، تاغ، گز، پرند، کاروانکش، کلاه میرحسن، گون، چوبک، درمنه، خار شتر و ارس میشود. از مجموع جانوران موجود در این جنگل 19 گونه در خطر انقراض است که هما، بالابان، گیلانشاه خالدار و روباه ترکمنی از جمله آنهاست. مرال، شوکا، کل و بز، و قوچ و میش هم از جمله گونههایی اند که بیشتر مورد شکار غیرمجاز قرار میگیرند.
[ چهارشنبه 27/2/91 ] [ 4:42 عصر ] [ مصطفی آخوندزاده ]
پارک ملی گلستان یا جنگل گلستان منطقه? حفاظت شدهای در شرق استان گلستان و غرب استان خراسان شمالی است. پارک گلستان، قدیمیترین پارک ملی ثبت شده در کشور ایران و پناهگاهی کمنظیر برای حیاتوحش است که 1350 گونه? گیاهی و 302 گونه? جانوری، از جمله نیمی از گونههای پستانداران ایران را در حدود 900 کیلومتر مربع مساحت خود جای دادهاست. این جنگل در 19 مرداد 1336 به نام «منطقه حفاظت شده آلمه وایشکی» تحت حفاظت کانون شکار قرار گرفت، در شهریور 1342 به «پارک محمدرضا شاه» تغییر نام داد، در 22 فروردین 1343 «پارک وحش» نامیده شد. در شهریور 1350 محدودهای در شرق پارک به نام «قرخود» با وسعت 34 هزار هکتار به آن الحاق شد و در 1353 عنوان پارک وحش به «پارک ملی» تغییر داده شد. در سال 1354 اولین پارک ملی ایران شد که در فهرست میراث جهانی یونسکو به عنوان یکی از 50 ذخیرهگاه زیستمحیطی کره زمین به ثبت رسیدهاست.[1] بعد از پیروزی انقلاب در بهمن 1357 دو منطقه قرخود و آلمه مجدداً از یکدیگر جدا شدند و پارک فعلی به «پارک ملی گلستان» تغییر نام داد. اصلیترین مسیر ارتباطی شمال کشور و استان خراسان (و یکی از محورهای ارتباطی تهران-مشهد) از این جنگل میگذرد. این جاده دقیقاً در طولانیترین و گودترین دره این منطقه کوهستانی احداث شدهاست که از روستای تنگراه در غرب پارک ملی آغاز شده و تا روستای دشت مماس با حد جنوبی پارک به سمت بجنورد امتداد مییابد. رودخانه مادرسو (دوغ) در این دره جریان دارد که نهایتاً به گرگانرود میریزد. کمتر از یکچهارم پارک در جنوب جاده قرار میگیرد که از تنگه تا قریه دشت حدود 20 هزار هکتار را شامل میشود و بقیه در قسمت شمالی است. یکی از مهمترین خطرات زیستمحیطی جنگل گلستان وجود این جاده و حجم بالای تردد در آن است. آمار کشته شدن پستانداران پارک ملی گلستان در این جاده بسیار بالا است. تنها در سال 1384 بیش از 130 گونه حیوان و حدود 60 جغد در برخورد با ماشینها قربانی شدند. در سیل مهیب مرداد 1380 در منطقه بسیاری از کشتهشدگان (247 جسد انسان کشف شد) از مسافران این جاده بودند. در سالهای 81، 82 و 83 نیز سیلهای دیگری تلفات و خساراتهای زیادی را بر این جاده وارد کرد. سیلهای متوالی علاوه بر تلفات انسانی و حیوانی و خسارات مالی به نابودی بخشهایی از جنگل نیز منجر شد. از سال 1350 تاکنون گهگاه اعلام شده و حتی در دولت نیز به تصویب رسیده که این جاده به یک مسیر توریستی تبدیل شود و جاده? اصلی تهران-شمال-مشهد به مسیر کلاله - چهار داغ – گلیداغ - اسلامآباد - آشخانه منتقل شود. در داخل پارک 12 پاسگاه محیط بانی وجود دارد که 4 پاسگاه به دلیل کمبود نیرو غیر فعال اند. کل کادر پارک 53 نفر است که از این تعداد 32 نفر تنها مأمور اجرایی هستند و در هر شیفت حداکثر 20 نیرو از پارک حفاظت میکند. گلستان، بزرگترین پارک طبیعی ایران است. مساحت آن در برخی منابع بیش از 91 هزار هکتار[2] و در برخی منابع 87402 هکتار ذکر شدهاست. محیط پارک حدود 198 کیلومتر است. حد غربی پارک ملی گلستان از روستای تنگراه در استان گلستان شروع میشود و حد شرقی آن در روستای رباط قرهبیل واقع در استان خراسان شمالی پایان مییابد. بیشتر پارک در استان گلستان، حدود 34 درصد آن در استان خراسان شمالی و بخش ناچیزی نیز در استان سمنان قرار دارد. اختلاف ارتفاع در پارک حدود 2000 متر است (از 2411 متر تا 400 متر از سطح دریا) که همین طیف ارتفاعی تنوع زیستگاهها و ریزبومهای متعددی را ایجاد کردهاست. میانگین بارندگی در مناطق مختلف این جنگل هم از حدود 700 میلیمتر تا 150 میلیمتر در سال متغیر است. آبشار آق سو و آبشار جنگل گلستان با ارتفاع 70 متر و آبدهی 30 لیتر بر ثانیه از آبشارهای معروف این پارکاند. همچنین در این پارک رودخانههای متعددی جریان دارد و بیش از 21 دهنه چشمه در آن شناسایی شدهاست که مهمترین آنان را میتوان رودخانه مادرسو، زاو، قرتو، چشمههای گلشن، گلستان، جانو، سردارخانه، دوشان، آق سو، کرکولی نام برد. از مهمترین کوهها و درههای این بوستان میتوان به ارتفاعات قره قون، تنگه گل، شاخا، یکه قدم، المه، قره قاشلی، قوفی قورچی و درههای آلمه، آنسر، قرغون، آق سو، آلی دالی، آدنس، جمشیدآباد، قزقلعه، آلوباغ و خشک اشاره کرد.
[ چهارشنبه 27/2/91 ] [ 4:42 عصر ] [ مصطفی آخوندزاده ]
سلام دوستان در جایی که فعلا من هستم راسو سانان و خدنگ ها بسیارند و از انجایی که جانوران از نظر سازمان محیط زیست استان گلستان حفاظت شده به حساب می ایند من مجبورم از شکار انها گذشته و فقط تصاویرشان را برایتان به تصویر بکشم اما گاها هم که این جانوران را خارج از پارک ملی و یا در حال دزدی از لانه مرغها و کبوتر ها میبینیم درجا یک خال هندی میان فرقشان نقش میبنند و کشته میشوند تفنگ جدید من هاتسان رنجر پی اس پی یا گازی است که ظرب بسار وحشتناکی دارد و در صورت برخورد درجا میکشد اما یکی از معایب این سلاحها گران بود کپسول مورد استفاده انهانست و همچنین ظرب بسار شدیدی که از شصت ژول فراتر رفته و موجبات این را فراهم می اورد که سازمان اسلحه و مهمات کشوری برایش مجوز حمل صادر کند چون به راحتی یک جانور مثل روباه یا سگ و گرگ را میکشد گرچه کالیبر مورد استفاده من 177 یا 4.5 است اما باز هم بسیار خطرناک بوده و برد نسبتا بالایی دارد که در حدود صد متر برد مفید دارد و حدود چهارصد متر نیز پرتاب کامل تیر در حالت سی درجه بالاتر از سطح افق است یعنی کمی سر سلاح را بالا بگیریم امروز باز یک جانور عجیب مانند راسو دیدم که سمور هم نبود اما برخی دوستان گفتند که از دسته خدنگ سانان است اما بی شباهت به خدنگ بود اما بعد دانستم که دو نوع خدنگ داریم خدنگ کوچک و خدنگ بزرگ که این مورد خدنگ کوچک بوده که ما برای اولین بار زیارتشان کردیم و از دستمان زنده بیرون رفت در تصویر یک خدنگ کوچک را نشان میدهد به همراه چندین خدنگ بزرگ ![]() این همان چیزی است که من دیده ام و اما خدنگ بزرگ شکار چی مار ! خدنگ ها شبیه سمور ها و موش ها هستند . آن ها به دلیل تر و فرز بودنشان، از معدود حیواناتی هستند کا از پس مار های سمی و خطرناک بر می آیند. برای گرفتن مار ، مو های بدنشان را سیخ می کنند و پس از مدتی دعوا و مقابله با آن ، با حرکتی سریع سر مار را به دهان می گیرند. موهای بلند روی تنشان مانند زره ای از نفوذ نیش های مار جلوگیری می کند. این خصوصیت باعث شده است که انسان آن هارا دست آموز کند و برای مبارزه با مار ها و عقرب ها از پستانداران بهره بگیرد.
زندگی جمعی خدنگ ها معمولا در حفره هایی که در زمین ایجاد می کنند ، به سر می برند. این حفره ها نزدیک دیوار های خرابه ها و مناطق متروک حفر می شود ودر نتیجه لانه ها یشان را می توان نزدیک مراکز انسانی یافت. خدنگ ها حیواناتی اجتماعی هستند . معمولا یک گروه خانوادگی نزدیک به هم زندگی کرده و لانه هایشان را کنار هم حفر می کنند . آن ها شب ها در لانه استراحت و روز ها فعالیت می کنند.
بازی با تخم پرندگان! غذای مورد علاقه ی خدنگ ها، تخم پرندگان است. آن ها برای خوردن آن ها، ابتدا تخم را بین پا هایشان قرار می دهند. سپس با یک حرکت سریع آن را به طرف دیوار یا یک تکه سنگ بزرگ پرتاب می کنند. اگر دیوار یا یک تکه سنگی وجود نداشته باشد ، تخم را با دست هایشان می گیرند و به زمین می کوبند.
آفت کش ! در طبیعت خدنگ ها با تغذیه از موش ها، جوندگان و ..... به عنوان آفت کش ها ی طبیعی عمل می کنند . اگر تعداد برخی حیوانات از مقدار مشخصی بیش تر شود، به آفت تبدیل می شود. در طبیعت نظام های کنترلی وجود دارد که باعث متعادل نگه داشتن جمعیت این حیوانات می شود . با افزایش جمعیت انسان ها، نیاز به مواد غذایی هم افزایش یافت و فرایند های تامین غذا گسترده تر شد کشاورزان صنعتی به وجود آمد و برداشت بیش تر و سود بیش تر مطرح گردید. اما برداشت بیش تر محصول در صورتی امکان پذیر است که جمعیت برخی حشره ها یا جوندگانی که از این محصولات تغذیه می کنند، کنترل شود. در نتیجه ، سم های شیمیایی و آفت کش ها بیش تر شدند . اما این سم های شیمیایی، آسیب زیادی به محیط زیست وارد می کنند و انسان به این نتیجه رسید که باید از طبیعت کمک بگیرد. همین سبب در برخی مناطق دنیا مانند ، جاماییکا، کوبا و پور تو ریکو، که خدنگ وجود نداشت، آن ها را از آسیا بردند و در محیط رهه کردند تا جمعیت موش ها و مار ها ی سمی کنترل شود.
خویشاوندان خدنگ بزرگ در ایران علاوه بر خدنگ بزرگ ، انواع خدنگ دیگر به نام خدنگ کوچک زندگی می کند. خدنگ کوچک جثه ای کوچک دارد و در اطراف چشم هایش لکه های قهوه ای رنگی وجود دارد. در رابطه با این جانور اطلاعات زیادی در دسترس نیست. نقش خدنگ در طبیعت خدنگ ها با تغذیه از جوندگان و پستانداران کوچک، در کنترل آفت ها نقش مهمی دارند. منبع:فرهنگ نامه حیات وحش ایران [ چهارشنبه 27/2/91 ] [ 4:28 عصر ] [ مصطفی آخوندزاده ]
شنگ(سگ آبی،سمور،سمر آبی) ![]()
مدتیست که به شکار نرفته ام چون در حال طی دوره ای ویژه در شمال کشورم تا دیروز که به شکار رفتم و با تفنگ رنجر کالیبر 4.5 یک شنگ شکار کردم اما لاشه شنگ به دلیل کوبش بیش از حد تفنگ رنجر به پایین سخره پرت شد و من نتوانستم از ان عکسی بگیرم اما تعدادی تصویر جدید و زنده از این جانور زیبا برایتان گذاشتم [ چهارشنبه 27/2/91 ] [ 4:10 عصر ] [ مصطفی آخوندزاده ]
[ شنبه 7/8/90 ] [ 7:38 عصر ] [ مصطفی آخوندزاده ]
تیهونام فارسی: تیهو نام محلی: کَوگ توی (Kawg e Toi) نام علمی: Ammoperdix griseogularis نام انگلیسی: See-see Partridge تیهو یا کبک تیهو از راستهی ماکیان سانان و تیرهی ماکیانان میباشد، حدود 24 سانتیمتر طول دارد و بومی ایران است. در جنوب ایران و به خصوص استان هرمزگان جمعیت آن بیشتر از دیگر کبکهاست و شکارچیان به شدت به آن علاقه دارند.در کوخرد و روستاهای توابع وقتی میخواهند از نرمی و خوشمزگی گوشتی تعریف کنند آن را به گوشت کبک تشبیه میکنند. [ یکشنبه 6/6/90 ] [ 4:22 صبح ] [ مصطفی آخوندزاده ]
|
| |||||||
| [ طراحی : مصطفی آخوندزاده ] [ Weblog Themes By : Mostafa Akhondzadeh ] | |||||||||